گزارش اختصاصی خبرنگار دیپلماسی ایرانی از حواشی سفر به سوریه

خوشحالی مردم از حضور دکتر ظریف/حسرت برای فرهنگ ایرانی/خسته از جنگ و بحران های اقتصادی+تصاویر

۲۸ فروردین ۱۳۹۸ | ۱۲:۱۷ کد : ۱۹۸۲۸۷۴ اخبار اصلی خاورمیانه
من که در گوشه ای ایستاده ام و ضمن زیارت نظاره گر صحنه هستم، می شنوم که حاضران که لهجه عراقی دارند به هم می گویند: «او وزیر امور خارجه ایران است، دکتر ظریف.» عده ای از این که بدون هیچ تکلفی نشسته زیارت می کند و محافظانش مزاحمتی برای کسی ایجاد نمی کنند شگفت زده اند و این شگفت زدگی را بیان می کنند.
User Image

نویسنده : سید علی موسوی خلخالی

روزنامه نگار، مترجم و سردبیر دیپلماسی ایرانی.

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: تا کنون به دمشق سفر نکرده بودم، اما آن چه از اخبار و رسانه های عمومی می شنیدم و دنبال می کردم شهری ویران از جنگ و درگیری بود. اما صحنه ای که با آن مواجه شدم کاملا متفاوت بود. جاده ای که ما را از فرودگاه به شهر می رساند بدون دست انداز و سالم بود. می گفتند تروریست ها در اوج درگیری های سوریه این جاده را تحت کنترل خود داشتند و این جاده کاملا ناامن بود. اما الآن رفت و آمد در آن به آسانی انجام می شود. هیچ اثری از جنگ نیست و زندگی به روال عادی خود بازگشته است. اما آثار به جا مانده از جنگ مشهود است. آثار جنگ را در خانه ها و آپارتمان های نزدیک به شهر می توان دید. ساختمان هایی که مشخص است که در روزهای سخت سوریه ویران شده اند و اکنون خرابه ای از آنها بیشتر باقی نمانده است.

در ابتدای سفر به همراه محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان راهی منطقه سیده زینبت (س) یا زینبیه می شویم. این منطقه از دمشق فاصله دارد و تقریبا در خارج از شهر واقع شده است. پیرامون منطقه آثار فقر و خرابی نمایان است اما همراهان می گویند این خرابی و فقر جدید نیست، از قدیم الایام، مدت ها قبل از جنگ، این منطقه به همین شکل بوده و چندان تغییر محسوسی نداشته است. اما حرم حضرت زینب (س) دل باز است. سنگ های سفید صحن و روشنایی مطلوب آرامشی ماندگار به ما می دهد. 

دکتر ظریف در ابتدا مورد استقبال آیت الله طباطبایی، نماینده ویژه مقام معظم رهبری در سوریه قرار می گیرد و سپس به زیارت خود می پردازد. بیشتر زوار حاضر در حرم را عراقی ها تشکیل می دهند. من که در گوشه ای ایستاده ام و ضمن زیارت نظاره گر صحنه هستم، می شنوم که حاضران که لهجه عراقی دارند به هم می گویند: «او وزیر امور خارجه ایران است، دکتر ظریف.» عده ای از این که بدون هیچ تکلفی نشسته زیارت می کند و محافظانش مزاحمتی برای کسی ایجاد نمی کنند شگفت زده اند و این شگفت زدگی را بیان می کنند. یکی هم با لهجه سوری می گوید: «نتیجه مقاومت در برابر ستم های دشمنان نتیجه داده است که الآن حتی وزیر امور خارجه قدرتمندترین کشور خاورمیانه به راحتی می آید و در میان ما مردم می نشیند و خلوت می کند و به زیارت می پردازد.»
 

دمشق

به دمشق که وارد می شویم، با شهری زنده مواجه می شویم که گویی در آن جنگی نبوده است. اتفاقی که همراهان ما را هم شگفت زده می کند. 
سفارت ایران در منطقه مزه واقع شده است. یکی از کارکنان سفارت می گوید: «این منطقه، منطقه متوسط شهر است، اعیان نشین نیست و بیشتر منطقه اداری شهر محسوب می شود.» بعد می گوید: «مزه و سفارت ایران تحت محاصره تروریست ها بودند، طوری که صدای گلوله ها را هر شب و روز می شنیدیم. سازمان صلیب سرخ جهانی و هلال احمر به ما کمک می کردند تا حلقه محاصره بیش از پیش تنگ نشود.» به او می گویم: «اما هیچ اثری از ضربه های جنگ در اطراف سفارت دیده نمی شود»، می گوید: «بلی، الآن چند سالی است که دیگر خبری از این حرف ها نیست، امن و امان است. بچه های رزمنده خیلی زحمت کشیدند تا آرامش برگردد.»

هم صحبتی با خبرنگاران سوری

با خبرنگاران سوری در ساختمان وزارت امور خارجه سوریه هم صحبت می شوم. از خبرنگاری اوضاع کشور را می پرسم. می گوید: «دوران سخت جنگ سپری شده و ما دیگر آن نگرانی سابق از جنگ را نداریم. اما مرحله های سخت هم آغاز شده است.» او که مردی میانسال از خبرگزاری رسمی دولت سوریه، سانا، است، می گوید: «اما تحریم ها و اوضاع اقتصادی به مردم بیش از پیش فشار می آورد. مردم به لحاظ اقتصادی روزهای سختی را می گذرانند.»
خبرنگار دیگری می گوید: «در حال حاضر مهمترین معضل کشور کمبود بنزین و سوخت است. چرخه اقتصادی کشور به سختی می چرخد و کسب و کار با وجود آن که نسبت به سال های گذشته به مراتب بهتر شده و جان تازه ای گرفته اما همچنان سخت است.» 

از خبرنگار روزنامه الوطن که روزنامه ای غیردولتی است، می پرسم اوضاع رسانه ها در کشورتان چگونه است؟ می گوید: «رسانه ها به ویژه روزنامه های ما را مردم عادی نمی خوانند. بیشتر فرهنگی ها، روشنفکران و اهالی فرهنگ و دانشگاه هستند که روزنامه می خوانند. شبکه های اجتماعی جای همه چیز را گرفته است. مردم عادی کاری به تحلیل و خبر ندارند، دنبال خبرهای روز هستند یا ماهواره می بینند یا شبکه های اجتماعی را دنبال می کنند. برای همین وضعیت روزنامه و رسانه جدی چندان خوب نیست.»

سپس می گوید: «من ایران را ندیده ام ولی آن چه شنیده ام برای ما سوری ها به خصوص اهالی فرهنگ و رسانه حسرت برانگیز است. شنیده ام مردم هر روز صبح روزنامه می خرند، این جا این طور نیست. وضعیت کتاب و کتابخوانی را که اصلا نپرس، خیلی از کتابفروشی های دمشق بسته شده اند و البته هم کسی سراغی از کتاب نمی گیرد.»

سپس می گوید: «روزنامه الوطن پرتیراژترین روزنامه سوریه است، در حدود 4 تا 5 هزار تیراژ اما همین هم خریدار زیادی ندارد.»

بازار قدیمی شهر و حرم حضرت رقیه (س)

بازار قدیمی شهر دمشق که مسجد اموی، موزه خط عربی و بازار سنتی و یکی دو موزه کوچک دیگر در آن واقع شده دیدنی است. آسیبی به آن نرسیده است. می گویند تروریست ها وارد مسجد اموی هم شدند اما خیلی زود بیرونشان کردند. از دل بازار که رد می شویم تکاپوی مردم را می بینیم، اگرچه خستگی و افسردگی در چهره هایشان نمایان است. به ما که به صورت گروهی حرکت می کنیم و به واسطه حضور وزیر امور خارجه تدابیر امنیتی کمی بیتشر است، گوشه ای ایستاده اند و خیره نگاه می کنند. می شنوم که می گویند: «او وزیر امور خارجه ایران، دکتر ظریف است. مردم ایران او را دوست دارند.»

وارد حرم حضرت رقیه (س) می شویم و زیارت می کنیم. مردم در این جا هم توجهشان به حضور دکتر ظریف جلب می شود. بعد از زیارت عده بسیاری دور ظریف حلقه می زنند و با او عکس یادگاری می گیرند. وزیر امور خارجه کشورمان نیز با حوصله به تک تک آنها پاسخ مثبت و محبت آمیز می دهد و اجازه می دهد با او عکس بگیرند. متوجه می شوم در کنار سوری های بسیاری که با دکتر ظریف عکس انداخته اند، عراقی و اردنی و لبنانی هم هستند. هر سه از این که با او عکس انداخته اند بسیار خوشحالند. از زبان چند نفر شنیدم که می گفتند: «کدام مقام عربی حاضر است این گونه با ما عکس بگیرد. او نه عرب است و نه غروری دارد.» دیگری می گوید: «همین طور است، چقدر دوست داشتنی است. او نه تنها در ایران بلکه در میان کشورهای عربی نیز محبوب است.»

شهروندی عراقی می گوید: «دکتر ظریف بیش از مقامات عراقی نزد عراقی ها محبوب است. این بی تکلفی و سادگی و خندان بودن را کمتر مقام عراقی دارد.»

از حرم که بیروم می آییم دکتر ظریف در میان مردم عادی راه می رود. مردم از این که مقام عالی رتبه خارجی ای می بینند خوشحالند.

یکی دو جا آثار خرابی می بینم، از سربازهای حاضر سوری می پرسم این خرابی ها چیست، با لبخند می گوید: «برادر آثار باستانی است. این جا نگذاشتیم پای تروریست ها برسد.»

سوریه برای توسعه زیرساخت های خود که از جنگ ویران شده نیاز به سرمایه گذاری کلان دارد. پیش بینی می شود حداقل 300 میلیارد دلار برای بازسازی خود نیاز داشته باشد. عموما نگاه مردم به ایران مثبت است، با مردم عادی که صحبت می کردم برداشت خوبی داشتند و حتی از این که در ایام جنگ کنارشان ایستاده ایم تشکر می کردند اما تاکید داشتند بعد از جنگ سوریه به سرمایه گذاری نیاز دارد، اوضاع اقتصادی سخت است و باید فکری جدی برای رفع معضلات بسیار اقتصادی شود.

کلید واژه ها: محمد جواد ظریفسوریه


( ۱۳ )

نظر شما :