وقتی قرارداد ترکمانچای بهانه تسویه حساب سیاسی می‌شود

اعتماد در دیپلماسی و بی‌اعتمادی تاریخی ایرانیان

۰۹ تیر ۱۳۹۷ | ۱۸:۴۹ کد : ۱۹۷۷۳۱۶ پرونده هسته ای نگاه ایرانی خاورمیانه
عباس پرورده در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اصرار بر گذشته و مقصرتراشی از بازیگران خارجی بدون توجه به نقاط ضعف داخلی فرافکنی است و کمکی به پیشبرد سیاست خارجی نمی‌کند.
اعتماد در دیپلماسی و بی‌اعتمادی تاریخی ایرانیان

نویسنده: عباس پرورده، کار شناس مسائل خاورمیانه
دیپلماسی ایرانی: یکی از مهم ترین چالش های سیاست خارجی ایران پس از انقلاب اسلامی، موضوع اعتماد به دولت های دیگر، به خصوص غربی ها بوده است. حساسیت درباره اعتماد به بیگانگان مختص نخبگان و سیاستمداران نبوده و افکار عمومی هم کم و بیش ذهنیتی مثبت در باره بیگانگان نداشته اند. اساسا مبحث بی اعتمادی به یکدیگر در نظام بین الملل قدمتی به تاریخ تاسیس دولت ها دارد و از اصول زیربنایی نظریه های واقعگرا یا رئالیستی بشمار می رود و اختصاص به ایرانی ها هم ندارد. اما نکته مهم در این مورد، ماهیت «نسبی بودن» اعتماد در روابط بین المللی است.
ساختار آنارشیک نظام بین المللی این حکم را القاء می کند که دولت ها در پی افزایش قدرت خود در حیطه های ساختاری نظام های منطقه ای یا جهانی هستند که منطق آن استیلاجویی است. بی اعتمادی هم پیامد این معمای امنیتی است و زمانی ایجاد می شود که دولت ها در پیگیری اهداف خود ناکام شوند. ضمن اینکه موضوع اعتماد در روابط با بیگانگان به صورت غیرقابل انکاری با تجربه های تاریخی ایرانیان گره خورده است. ایرانیان که حداقل بیش از دو قرن است که به کشور دیگری تعرض نکرده اند، اما پیوسته در معرض تهاجم دولت های همسایه و قدرت های جهانی قرار گرفته و این تهاجمات خارجی همراه با مداخلات قدرت های بیگانه ذهنیت بسیار منفی را از اعتماد به بیگانگان در فرهنگ عمومی در پی داشته است. اگرچه اعتماد خالص به بیگانگان در مذاکرات و قراردادهای خارجی رفتاری ساده لوحانه است، اما بی اعتمادی افراط گونه با نگاه سطحی به روابط خارجی در دنیای امروز می تواند گونه ای افراط و تفریط و برای منافع ملی خسارت بار باشد که ضررهای آن کمتر از اعتماد بی جا نخواهد بود. به خصوص اینکه مناسبات بین المللی در جهان امروز با محور اقتصاد و تجارت تغییرات زیادی نسبت به گذشته های دور کرده و روابط در نظام بین الملل را تحت تاثیر قرار داده است.
اما در ریشه یابی میزان اعتماد به بیگانگان در افکار عمومی و سیاستمداران، تجربیات تاریخی نقش بسیار مهمی دارند. به خصوص در ایران، دو جنگ خسارت بار ایران و روس در ابتدای قرن نوزدهم، مداخلات اروپائیان در دربار قاجار ها، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و نهایتا کودتا علیه دولت دکتر مصدق از برجسته ترین نمادهای بی اعتمادی ایرانیان به بیگانگان هستند. اگرچه بهبود زندگی بشر معطوف به درس آموزی از گذشته است، اما جا ماندن در گذشته و گذشته گرایی یکی از آسیب های جدی سیاست خارجی است و اگر به جای عبرت آموزی از وقایع تاریخی، تعصب ورزی و مغلطه با مقارنه های تاریخی شود، گذشته به مانعی در برابر آینده و توسعه کشور تبدیل می شود. قرارداد ترکمانچای در تاریخ ایران یکی از مهم ترین نمادهای مقارنه سازی با قراردادهای خارجی است که این روز ها خیلی به آن استناد می شود تا حدی که گاهی نیت تسویه حساب های سیاسی از سوی جریان های سیاسی در این نمادسازی ها احساس می شود.
اما اعتماد و بی اعتمادی به دلیل ساختار آنارشیک نظام بین الملل مطلق نیست، بلکه نسبی است. در مذاکرات و قراردادهای دو یا چند جانبه میان کشور ها به خاطر اینکه یک نظم سلسله مراتبی ناظر بر روابط میان بازیگران وجود ندارد، ناچار کشور ها مجبورند حداکثر همت خود را برای مغبون نشدن در پیمان ها و افزایش منافع بکار گیرند و اگرچه بی اعتمادی به بازیگران دیگر از مفروضات روابط خارجی است، اما نه به این مفهوم که باید کشور ها دور خود دیوار بکشند. همچنین دستاوردهایی مثل حقوق بین الملل، نهاد ها و مجامع بین المللی پشتوانه حمایت دیپلماتیک در برابر بی اعتمادی ساختارمند هستند و مذاکرات و قراردادهای دو یا چندجانبه روش های اجرایی ساختن تعهدات بر اساس حقوق بین الملل و مصوبات مجامع بین المللی هستند.
نسبی بودن اعتماد فقط مختص روابط با بیگانگان نیست و حتی بین طرفین مذاکرات در مناسبات داخلی هم وجود دارد. مثلا وقتی شما در کشور و شهر خود نیز مبادرت به انجام یک معامله ملکی یا خرید خودرو یا پیمانکاری برای انجام کاری می کنید، از همان ابتدا بر مفروض های نوسان از اعتماد تا بی اعتمادی عمل می کنید و با ایجاد تمهیدات مختلف بر اساس قوانین موجود، ضمانت هایی برای رفتارهای غیرقابل پیش بینی طرف معامله از جمله حق فسخ و جبران خسارت و سایر موارد مربوط را در قرارداد و اسناد ثبتی درج می کنید که نشان از نسبی بودن اعتماد بین طرفین است. در نظام بین الملل نیز چنین مناسباتی البته با ماهیتی متفاوت حاکم است و در همه مذاکرات دو و چند جانبه طیف گسترده ای از اعتماد تا عدم اعتماد حاکم است و بر اساس همین طیف نیز پیمان ها با قیود مختلف شکل می گیرند و این مختص روابط ایران با جهان نیست و رفتاری همگانی بین همه دولت ها و حتی دولت های دوست و متحد است. اساسا شکل گیری نهادهای بین المللی و حقوق بین الملل در همین حد و با انتقادهایی که بر آن وارد است، برای فائق آمدن بر مفروض تهدید بی اعتمادی میان دولت ها بوده است.
بر همین اساس، دولت ها مناسبات سیاسی و دیپلماتیک خود را با تحولات تنظیم می کنند. بازیگران امروز بیشتر نگاه به آینده دارند و استراتژی های کلان خود را بر اساس اسناد بالادستی دهه های آینده تدوین و اجرا می کنند و اصرار بر گذشته و مقصرتراشی از بازیگران خارجی بدون توجه به نقاط ضعف داخلی فرافکنی است و کمکی به پیشبرد سیاست خارجی نمی کند. به طور مثال نه روسیه که در برخی دولت های پس از انقلاب اسلامی مرکز ثقل سیاست خارجی نگاه به شرق قلمداد شد و در دولت های بعدی بازیگری غیرقابل اعتماد، روسیه دوران تزار ها است و نه معادلات بین المللی بر پاشنه قرن نوزدهم می گردند. روسیه هم بازیگری همسو با منافع ملی خود است که اگر سیاست خارجی بر مبنای واقعگرایی باشد، قابلیت های زیادی دارد. هم اکنون حمایت روس ها از برجام و همگرایی در برخی منازعات منطقه ای با ایران خود دلیل محکمی بر این مدعاست. اروپا نیز بازیگری با وجوه افتراق زیاد اما با ظرفیت ها و در عین حال حساسیت های شناخته شده ای در نظام بین الملل است. به همین میزان چین با مراودات اقتصادی گسترده ای که با ایران دارد اما همچنان روند تجارت با این کشور به خاطر تحریم های ناجوانمردانه آمریکا به گونه ای افسارگسیخته پیش رفته است. اما هنر سیاست خارجی این است که بتواند به گونه ای با بازیگران ساختارسازی کند که تامین منافع شود.
از این جهت ایجاد گفتمانی متناسب با شرایط کنونی ایران در نظام بین الملل که از سوی محافل آکادمیک و نظریه پردازان توجیه علمی داشته و برای دیپلمات ها کارآمد باشد، می تواند بسیاری از از ابهام ها در روند روابط خارجی را رفع و هم باعث اقناع افکار عمومی و جریان های سیاسی باشد. این نیاز به ایجاد محیطی گفتمانی مبتنی بر رویکردهای سیاست خارجی واقعگرایانه و به دور از ایده آل های دست نیافتنی دارد که بتوان راه بر نقد و بررسی آن باز کرد تا به توسعه راهبردهای سیاست خارجی کمک کرد و هم از آسیب های ناشی از ذهنیت های تاریخی و نگاه های غیرکار شناسانه به روابط خارجی پرهیز کرد.

کلید واژه ها: عباس پروردهسیاست خارجی ایران


نظر شما :