سه شنبه 29 خرداد 1397

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:جمعه 11 خرداد 1397      17:7
یک صد و چهارمین بخش از کتاب «اسرار جعبه سیاه»:

جورج حبش از هواپیماربایی هواپیماهای غربی و اسرائیلی می گوید

ما گروگان ها و هواپیماها را 13/9/1970 برای یک هفته گروگان گرفتیم، بعد از آن تصمیم به تخلیه هواپیماها کردیم، گروگان ها را به امان انتقال دادیم تا ارتباطات و مذاکرات با طرف های بین المللی ذی ربط تمام شود، روز 16 سپتامبر درگیری ها با دولت اردن آغاز شد و عملیات حمایت از گروگان ها روز به روز سخت تر شد.

دیپلماسی ایرانی: قرن بیستم به گفته بسیاری از مورخان، قرن تحول های شگرف بوده است. قرنی که در آن جنگ های بی نظیر تاریخ نظیر جنگ های جهانی اول و دوم رخ دادند و تاریخ بشریت به دست افراد و سیاستمدارانی که هر کدام طرحی برای رسیدن به مصالح و منافع خود داشتند، تغییرات شگرف یافت که مسیر طبیعی بسیاری از امت ها و کشورها را تغییر داد. در این میان تقسیم جهان به جهان غرب و جهان سوم تعابیری نامتجانس به وجود آورد که از درون این تناقضات افراد تحول خواهی ظهور کردند که در حقیقت می خواستند در برابر خواسته ها و طرح های منفعت طلبانه جهان غرب بایستند. افرادی که آرمان خواهانی بودند که گمان می کردند آرمانشان آن قدر قدرت دارد تا بتواند در برابر قدرتبل های بزرگ جهان بایستد و رویای مدینه فاضله آنها را تحقق بخشد. کتاب "اسرار جعبه سیاه" گفت وگو با چهار نفر از همین آرمان خواهانی است که تلاش کردند به خیال خود قدرت های بزرگ را وادار به تسلیم در برابر اراده آهنین خود کنند. افرادی که جهان غرب آنها را تروریست های بین المللی نه آرمان خواه می داند. در این جا بخش یکصد و چهارم این کتاب را می خوانید:

قصه ربودن هواپیماهای غربی و فرود آنها در «فرودگاه انقلاب» در اراضی اردن چیست؟

ربودن هواپیماهای غربی که به اردن می آمدند عملیات خیلی ضروری ای برای ما بود و برنامه ریزی برای آنها حدود شش ماه طول می کشید. تنها هدف از آن تحت فشار گذاشتن گروگان های اسرائیلی برای آزادی دستگیرشدگان در زندان های دشمن بود، و این عملیات علیه مقامات اردنی یا دیگر دولت های اروپایی نبود.

در جریان عملیاتِ برنامه ریزی آن چه برای ما مهم بود فرود هواپیماها در مکانی امن بود تا بتوانیم از آن دفاع کنیم، هم زمان می بایست آن مکان برای فرود هواپیماها مناسب می بود، برای همین طبیعتا هواپیماها نمی توانستند در فرودگاه های دولتی حالا چه نظامی چه شهری فرود بیایند. طرح ریزی شده بود که سه هواپیما، هواپیمای اسرائیلی، امریکایی و سوئیسی ربوده شود و عملا هم سه هواپیما به فرودگاه رسیدند اما در میان آنها هواپیمای اسرائیلی نبود، برای این که وقتی هواپیمای اسرائیلی از فرودگاه آمستردام ربوده شد، در داخل هواپیما که رفیق لیلی خالد و رفیقی از اوروگوئه ربوده بودند، درگیری پیش آمد که رفیق اوروگوئه ای ما شهید شد و پلیس بریتانیا هم رفیق لیلی خالد را دستگیر کرد. در ابتدا هواپیمای سوئیسی رسید بعد هواپیمای امریکایی. و بعد از 18 ساعت هواپیمای سوم رسید که خواستار فرود شد که تقاضایش را از طریق دستگاه های تعبیه شده در آن منطقه صحرایی که «قیعان خنا» نامیده می شد، دریافت کردیم. این منطقه یک منطقه خاکی سفت است که فرود هواپیماها را تحمل می کند. این مکان بعد از مشورت با یکی از مهندستان متخصص در این مساله انتخاب شد. هواپیمای سوم بریتانیایی بود که از ابوظبی می آمد و یکی از رفقای ما سوار آن بود که تدابیر لام برای فرود هواپیما را از ما خواست، این در روز 6/9/1970 بود یعنی قبل از وقوع درگیری های خونین با دولت اردن.

رفتارتان با مسافران هواپیما چطور بود؟

در ابتدا زنان و کودکان و افراد سال خورده را آزاد کردیم و آنها را به امان رساندیم و از آن جا با هواپیما به کشورهایشان فرستادیم. بعد از آن باقی مسافران را شمارش کردیم بعضی از آنها را که دولت هایشان موضع خصمانه ای نسبت به قضیه ما اتخاذ کرده بودند، از مابقی مسافران جدا کردیم، و باقی شهروندان کسانی بودند که دو تابعیتی بودند. بعد از شمارش و دقیق شدن روشن شد که در هواپیما شهروندان اسرائیلی هم هستند (اما تابعیت دوگانه دارند)، این را وقتی فهمیدیم که یکی از رفقا مجموعه ای از گذرنامه های اسرائیلی را در یک سبد اشیای به درد نخور کشف کرد. تعدادشان 15 اسرائیلی بود که با هواپیماهایی که از اروپا می آمدند، آمده بودند. در هواپیمایی که از ابوظبی آمده بود بعضی سربازهای امریکایی بودند که از فیلیپین و تایلند و کره جنوبی آمده بودند. بعد از آن تصمیم گرفتیم که اسرائیلی ها را در منطقه ای به دور از مکان وجود هواپیماها منتقل کنیم.

در این اثنا صالح مهدی عماش، نماینده وزیر دفاع عراق آمد، با خودش نامه ای داشت که از ما می خواست گروگان ها را آزاد کنیم، البته ما تقاضای او را اجابت نکردیم، و از کمیته بین المللی صلیب سرخ خواستیم که برای آزادی زندانیان فلسطینی از زندان های اسرائیلی دخالت کند، همچنین هیئت های سیاسی نزد ابو عمار فرستاده شد یکی از آنها حامد ابو سته، عضو اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین بود، که خواستار آزادی هواپیماها و گروگان ها شد برای این که سازمان تحت فشارهای سیاسی بزرگی قرار گرفته بود. همچنین «فتح» مجموعه مسلحی را تحت پوشش دیدن از هواپیماها فرستاد (برای این که اجازه داده بودیم که شهروندان در ساعت های محدودی هواپیما را ببینند) و یکی از این مجموعه ها تلاش کرد که از داخل بر هواپیما مسلط شود، بعد از آن ورود هر شخص مسلحی به داخل هواپیما را ممنوع کردیم.

عملیات هواپیماربایی چند روز طول کشید؟

ما گروگان ها و هواپیماها را 13/9/1970 برای یک هفته گروگان گرفتیم، بعد از آن تصمیم به تخلیه هواپیماها کردیم، گروگان ها را به امان انتقال دادیم تا ارتباطات و مذاکرات با طرف های بین المللی ذی ربط تمام شود، روز 16 سپتامبر درگیری ها با دولت اردن آغاز شد و عملیات حمایت از گروگان ها روز به روز سخت تر شد.

در این اثنا سفارت مصر در امان با ما تماس گرفت و گفت که رئیس جمهور جمال عبدالناصر خواهش می کند که موضوع گروگانگیری را تمام کنید، و دولت مصر مسئولیت انتقال آنها را بر عهده می گیرد، و مطالباتی که اعلام کرده ایم را پیگیری می کند. با تقاضای دولت مصر موافقت کردیم برای این که قضیه گروگان ها جایگاه مهمی در مقایسه با درگیری ها و فجایعی که پیش آمد نداشت، برای این که سرنوشت انقلاب و وجود ما بسیار مهمتر از گروگان ها بودند. به این ترتیب عملیات تمام شد بدون این که هدف اصلی خود را که آزادی زندانیان از زندان های اشغالگر بود، محقق شود.

آیا ودیع حداد نقشی در این عملیات داشت؟

البته، ودیع حداد نقش اساسی داشت، او ناظر اول بر عملیات ویژه بود، اما اجرای عملیات با تصمیم سیاسی از سوی جبهه اتخاذ شد. به همین مناسبت ودیع حداد در منطقه هواپیماربایی حضور داشت اما مکان را چند روز قبل از ماه سپتامبر ترک کرد و به جای دیگری رفت و گروگان ها را سرهنگی مصری به اسم ابراهیم دخاخنه (سامی) تحویل گرفت.

آیا گمان نمی کنی که عملیات هواپیماربایی به قضیه فلسطینی ضربه زد و از آن وجهه ای تروریستی در ذهنیت غربی ترسیم کرد؟

هدف اصلی از هواپیماربایی تلاشی از سوی ما برای توجه بیشتر به قضیه فلسطینی در افکار عمومی غربی بود، برای این که قضیه فلسطینی، در این دوره که کوتاه هم نبود، مورد توجه غرب نبود یا به طور روشنی نزد غربی ها شناخته شده نبود، برای همین از آن جا که جنبش صهیونیستی بر رسانه های غربی تسلط داشت، چاره ای نبود که این احتکار را به نوعی بشکنیم تا انظار متوجه قضیه فلسطینی بشود. این یک موضوع قدیمی است. یادم است بعضی از اساتید ما در دانشگاه امریکایی ها ما را متوجه این موضوع کردند و از ما خواستند که برای جلب توجه افکار عمومی غرب به خصوص در داخل ایالات متحده امریکا کاری کنیم. درباره مسائل بسیاری فکر کردیم از جمله درباره موضوع هواپیماربایی. از ابتدا این را درک می کردیم که عملیات هواپیماربایی عنوان رویارویی با اسرائیل را تشکیل نمی دهد اما تنها ابزاری برای فشار بر غرب تنها برای جلب توجه به قضیه فلسطینی بود، برای همین وقتی از این ابزار استفاده کردیم اهداف روشن بود و به وظیفه خود هم عمل کرد، بعد از آن هم تصمیم گرفتیم که این نوع از عملیات را متوقف کنیم. این تصمیم را هم در سومین کنگره ملی جبهه با وجود اختلافمان با رفیقمان، ودیع حداد گرفتیم که بعد از آن هم به راه مخالفش با ما بر سر این موضوع ادامه داد.    

ادامه دارد...



کلمات کلیدی : اسرار جعبه سیاه
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>