يکشنبه 6 خرداد 1397

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 25 ارديبهشت 1397      17:37
به بهانه هفتاد سالگی اعلام موجودیت اسرائیل

تل آویو دیگر اعتقادی به فرمول قدیم ندارد

صلاح الدین خدیو می نویسد: اسرائیل دیگر علاقه و اعتقادی به فرمول قدیمی زمین در برابر صلح که در دهه های نخست حیات اسرائیل راهکاری برای اخذ پذیرش در میان جوامع مسلمان منطقه بود، ندارد.

صلاح الدین خدیو

دیپلماسی ایرانی: تکه ای از غرب در دل شرق میانه، ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه، کشور ـ پادگان، تنها دموکراسی خاورمیانه و ... تعبیرهایی هستند که بسته به موقعیت برای نامیدن کشوری بکار می روند که امروز هفتاد سال از اعلام موجودیتش گذشت. هر کدام از این تعابیر بخشی از حقیقت را در خود دارند.

اسرائیل تافته ای جدابافته در شرق میانه و دارای نظام سیاسی و اقتصادی عمیقا غربی است. گرچه در دهه های اخیر یهودیان خاورمیانه ای (سفارادیم) نقش بیشتری در سیاست و اقتصاد آن یافته اند، اما پدران بنیادگذار آن عمدتا یهودیان اروپایی بودند که زیست مدرن را تجربه و کسان و اعقابشان از پیشتازان مدرنیته غربی به شمار می رفتند. بر این اساس در همان لحظه اول علم، مدیریت، تجربه و اقتصاد غربی از مبدا اولیه کنده و در سرزمین جدید جایگیر شد. درست مانند مستعمره نشینهای آمریکای شمالی در قرن هجده و آفربقای جنوبی سفیدپوست و استرالیا و نیوزیلند در سده ها و دهه های متعاقب آن. با این تفاوت که برخلاف مستعمره نشینهای نامبرده که در گوشه هایی پرت از عالم قرار داشتند و خالی از تمدنهای مدعی و جهانگیر بودند، "ارض موعود" در مرکز جهان بود و در قلب تمدن اسلامی که با وجود خستگی و درماندگی، سده ها "دیگری" عقیدتی، سیاسی و ژئوپولتیک غرب مسیحی به شمار می رفت. گرچه نفوذ استعماری غرب در اشکال مختلف از اوایل قرن نوزده کشورها و سرزمینهای اسلامی و شرقی زیادی مانند شبه قاره هند و خاورمیانه عربی و شاخ آفریقا را در برگرفت، اما در اغلب موارد فاقد خصلت مستعمره نشین سازی بود. البته این نسخه در اینجا دعاوی تاریخی و دینی اش بر مدعیات متمدن سازی آن ارجح بود و انگیزه های سرمایه دارانه و منفعت طلبانه کم رنگ تری داشت، اما از اساس داستان همان بود: ورود انسان مدرن و پیشرفته غربی و مسخر کردن فضایی شرقی.

با این وصف رویارویی دو جهان غربی و شرقی، اسلامی و مسیحی و استعمارگر و ضداستعماری از همان ابتدا مسجل بود.

 اسرائیل کنونی گرچه تغییرات بسیاری کرده اما تضاد هولناک پیش گفته را هنوز در خود دارد.

تلاش برای تبدیل این مستعمره نشین غربی به یک دولت ـ ملت تاریخی به لحاظ دینی و زبانی همگن معنایی جز تداوم اشغالگری و فقیرشدن محتوای دمکراتیک نظام سیاسی آن ندارد و در سه دهه اخیر تل آویو هر دو روند را با سرعتی بیش از پیش پیموده است. اسرائیل دیگر علاقه و اعتقادی به فرمول قدیمی زمین در برابر صلح که در دهه های نخست حیات اسرائیل راهکاری برای اخذ پذیرش در میان جوامع مسلمان منطقه بود، ندارد. اصلی ترین دلیل این امر فقدان عمق استراتژیک کافی در مرزهای 1967 و هراس دائمی از قرار گرفتن میان دشمنان است. در داخل هم دموکراسی ره آورد غرب آن با تلاش برای یهودی سازی هویت اسرائیلی و ظهور احزاب افراطی راستگرا، نسبت به گذشته فضای کمتری برای همزیستی میان مسلمانان و مسیحیان و یهودیان باقی گذاشته است. این روندهای قهقرایی قبل از همه دامن اراضی اشغالی 1967 را گرفته است. جایی که اسرائیل نه تنها به مسئولیتهای حقوقی خود عمل نمی کند بلکه آشکارا و در روز روشن سیاست شهرک سازی ـ مستعمره نشین سازی ـ را ادامه می دهد. این در حالیست که از آخرین تلاشهای غربیان برای مستعمره نشین سازی بیش از یک سده می گذرد و آخرین مستعمره نشینها هم امروز دارای نظامهای دمکراتیکی هستند که تلاش دارند خاطرات تلخ گذشته را به باد فراموشی بسپارند.

طبیعی است که تداوم این روندهای غیرمعمول بدون حمایت بی چون و چرای غرب که هنوز از مساله یهود وجدانی معذب دارد، ممکن نباشد. ناو هواپیمابر غرب که در خشکی جای گرفته و کشوری که مانند پادگانی بزرگ همگان همیشه آماده رزمند، ناظر به این معناست. بر اساس این معنا هم دموکراسی غیریهودی و هم صلح واقعی و پایدار برای آینده آن در شکل فعلی تهدیدی وجودی محسوب می شوند. نظم سیاسی و اقتصادی پیشرفته و تعادلهای داخلی و تعهد ازلی غرب درباره تفوق نظامی آن بر همسایگان در کنار جنگ همه علیه همه جاری در منطقه، باعث شده که این تضادها چندان به چشم نیایند. اما روشن است که نمی توان برای همیشه تناقض میان قدرت سخت فزاینده و فرسودگی و کاهش قدرت نرم را بدون چاره جویی رها کرد.

انتشار اولیه: جمعه 14 اردیبهشت 1397 / انتشار مجدد: سه شنبه 25 اردیبهشت 1397



کلمات کلیدی : اسرائیل
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>