جمعه 6 مرداد 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 2 مرداد 1396      10:44
شبح ایده های هولناک

حامیان تغییر رژیم در ایران وقیح هستند

آن هنگام که حامیان تغییر رژیم بر روی بهترین سناریو تمرکز می کنند، بدترین سناریو را به خاطر داشته باشید. آن هنگام که در باب مردان دیوانه و سلاح های کشتار دسته جمعی سخن وری می کنند، خون هایی که روی دست شان خشکیده را به یاد آورید.

استفن مایلز

دیپلماسی ایرانی : ایالات متحده در بسیاری از براندازی ها نقش داشته است. بر اساس یک آمار، ایالات متحده فقط در جریان جنگ سرد کوشش کرد 72 حکومت مختلف را سرنگون کند و این ها به غیر از ماجراجویی های اش در عراق و لیبی است. به طور قطع هیچ اثری روشن از موفقیت هویدا نیست: ایالات متحده اغلب از دستیابی به هدف خود در براندازی حکومت ها ناکام مانده است. نگاهی گذرا به مورد عراق کافی است تا به شما یادآور شود حتی اغلب وقتی آمریکا "کامیاب" می شود نیز در حال ناکامی است.

علی رغم این تاریخچه، صفحات "مقالات" وال استریت ژورنال خواستار تغییر رژیم در کره شمالی و ایران در یک روز شده اند. این همان وال استریت ژورنالی است که بارها با داستان هایی در خصوص فانتوم های مجهز به سلاح هسته ای صدام حسین و میلیون ها "عراقی در حال هلهله کشیدن" برای خوشامدگویی به ارتش آزادی بخش ایالات متحده بر طبل جنگ کوبید.

اما وال استریت ژورنال اصلا در سرگیجه تغییر رژیم تنها نیست. فراخوان برای سرنگونی کیم جونگ اون به طور دائم از شبکه های خبری همچون فاکس نیوز بیرون می آید و راه را برای انعکاس این حرف ها در اتاق فکرهای دست راستی باز می کند. و در واشنگتن قهرمانان تغییر رژیم در ایران همان قدر در انعکاس این حرف ها تاخیر دارند که خط متروی واشیگتن دی سی.

بگذارید برای یک ثانیه تصور کنیم که من شما را قانع کرده ام به من اجازه دهید 1000 دلار از پول تان را سرمایه گذاری کنم. مطمئنا، من دست به مخاطراتی زده ام، اما افراد جدی ظاهرا فکر می کنند من در سرمایه گذاری فرد قابلی هستم، پس نگرانی های خود را کنار می گذارید و به من شانسی می دهید. و بعد من پول شما را تا آخرین پنی می بازم. دوباره نزد شما باز می گردم تا سرمایه گذاری مطمئن تری پیشنهاد دهم. فقط 1000 دلار دیگر نیاز دارم اما این بار سرمایه شما را دو برابر خواهم کرد. و بعد یگ بار دیگر پول شما را تا آخرین پنی خواهم باخت. اگر یک بار دیگر نزد شما بیایم و تقاضای 1000 دلار دیگر کنم، باز هم پول می دهید؟

معلوم است که نمی دهید. این دقیقا همان کاری است که نغمه سرایان تغییر رژیم از شما می خواهند انجام دهید. اعتماد کنید. این بار همه چیز درست پیش می رود. این بار فرق دارد.

از دست دادن چند هزار دلار چیز بدی است. این آقایان تریلیون ها دلار از پول های مالیات ما را در اشغال گری های نظامی عبث و پوچ، یکی پس از دیگری، از دست دادند. صحراهای عراق و کوهستان های افغانستان به تنهایی 4.8 تریلیون دلار را بلعید، وقتی همه حرف ها زده شود این رقم تریلیون ها دلار از این بالاتر می رود.

برای آن که ماجرا روشن تر شود، دولت ایالات متحده به جای 16 سال جنگ می توانست آن پول را خرج 10 میلیون کودک نیازمند بکند و بیمه سلامت برای شان مهیا کند، به 10 میلیون دانشجوی کالج کمک هزینه تحصیلی اعطا کند، یک میلیون شغل در زیرساخت ها و یک میلیون شغل دیگر در انرژی های پاک ایجاد کند و یک میلیون معلم را در مقطع ابتدایی وارد مدارس کند. و هنوز 100 میلیارد دلار پول باقی می ماند.

کدام یک سرمایه گذاری بهتری می بود؟

به طور قطع، آنچه بیش از تخمین هزینه ها اهمیت دارد خونی است که ریخته شده است. با هر مقیاسی به تلفات انسانی نگاه کنیم، تاریخچه اخیر آمریکا در تغییر رژیم، شکستی هول آور بوده است. در شانزده سال اخیر 6931 سرباز آمریکایی جان خود را از دست دادند، 52579 تن در میدان نبرد مجروج شدند، و تعداد نامعلومی به خانه بازگشتند و از زخم های نامرئی جنگ در رنج هستند. دشوار است که بدانیم از سال 2001 دقیقا چند شهروند بیگناه در عراق و افغانستان جان خود را از دست دادند، اما صدها هزار نفر را در بر می گیرد. میلیون ها نفر دیگر دیدند که زندگی شان به واسطه سال ها جنگ زیر و زبر شد، یا به قامت پناهجویانی در آمدند یا مجبور شدند در جوار ناامنی دائمی زندگی کنند.

و باز، هنوز، شبح ایده های هولناک از خاکستر سر بیرون می آورد: وال استریت ژورنال کماکان می گوید تغییر رژیم نتیجه می دهد: در کره شمالی و ایران . می بایست وقاحت این ها را تصدیق کنید.

جنگ با ایران تلفیقی از جنگ با عراق و افغانستان خواهد بود. جنگ با کره شمالی از زمان جنگ جهانی اول همتا نحواهد داشت، و این به جز سر بر آوردن ابر قارچ هسته ای بر فراز سئول، توکیو یا شاید هونولولو (مرکز ایالات هاوایی) است.

آن هنگام که حامیان تغییر رژیم بر روی بهترین سناریو تمرکز می کنند، بدترین سناریو را به خاطر داشته باشید. آن هنگام که در باب مردان دیوانه و سلاح های کشتار دسته جمعی سخن وری می کنند، خون هایی که روی دست شان خشکیده را به یاد آورید. و آن زمان که می کوشند به شما بگویند اوضاع قبلا چقدر بد بود، این بار فرق دارد و تغییر رژیم کار خواهد کرد، واژه های خردمندانه ای را به خاطر آورید که جورج دابلیو بوش نمی توانست به یاد آورد:

"یک بار مرا فریب بده، شرم بر تو، دو بار مرا فریب بده، شرم بر من"

منبع : لوبلاگ / ترجمه سامان صفرزائی

انتشار اولیه: سه شنبه 20 تیر 1396 / انتشار مجدد: یکشنبه 2 مرداد 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>