شکست دیگر برای امریکا و اسرائیل، این بار در لبنان

وقتی ایران اراده خود را تحمیل می‌کند

۱۳ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۷:۰۰ کد : ۲۰۳۹۲۸۷ خاورمیانه انتخاب سردبیر
در سایه جنگ ایران، کارزار مجدد اسرائیل در لبنان خطر تکرار درس‌ها و اشغال‌های شکست خورده گذشته را در پی دارد.
وقتی ایران اراده خود را تحمیل می‌کند

نویسنده: آشر کافمن (Asher Kaufman)، استاد تاریخ و مطالعات صلح در دانشگاه نوتر دیم (Notre Dame)

دیپلماسی ایرانی: ظاهراً دولت اسرائیل با ورود به جنگ ایران، دو هدف در هم تنیده داشت: سرنگونی جمهوری اسلامی و خلاص شدن از شر مشکل حزب‌الله.

منطق این بود که این گروه شیعه لبنانی – که ۴۴ سال است تهدیدی مداوم برای اسرائیل محسوب می‌شود – در صورت محروم شدن از حامی ایرانی خود، سرانجام تسلیم خواهد شد. گذشته از همه اینها، تلاش‌های اسرائیل برای نابودی حزب‌الله از طریق اقدام نظامی مستقیم مؤثر نبوده و تلاش‌های خلع سلاح مورد حمایت بین‌المللی نیز بی‌نتیجه بوده است.

اما در حالی که ایالات متحده و ایران همچنان در حال مذاکره بر سر توافقی هستند که ممکن است به جنگ آنها پایان دهد، جبهه اسرائیل و لبنان همچنان فعال است. اسرائیل حملات و تهاجمات خود را به عمق لبنان افزایش داده است، در حالی که حزب‌الله ارتش اسرائیل مستقر در جنوب لبنان و جمعیت غیرنظامی شمال اسرائیل را هدف قرار می‌دهد.

از دیدگاه دولت اسرائیل، بدتر از آن این است که ایران راهی برای تبدیل بقا و اهرم جدید خود بر تنگه هرمز به محافظت از حزب‌الله پیدا کرده است. تهران در حال حاضر توافق احتمالی با واشینگتن را به توقف کامل خصومت‌های اسرائیل در لبنان مشروط کرده – اقدامی که به وضوح برای حفظ جایگاه سیاسی و نظامی حزب‌الله، نیروی نیابتی اصلی آن، طراحی شده است.

از زمان بازگشت جنگ تمام عیار به لبنان در ۲ مارس ۲۰۲۶، هزینه انسانی هنگفتی داشته است. از اول ژوئن، بیش از یک میلیون لبنانی آواره شده و بیش از ۳۳۰۰ نفر از ابتدای ماه مارس کشته شده‌اند. از طرف اسرائیل، ۲۴ سرباز و ۴ غیرنظامی در همین مدت کشته شده‌اند.

اسرائیل به دنبال جدا کردن جبهه لبنان از درگیری‌های گسترده‌تر منطقه‌ای است و هدف آن حفظ کارزار نظامی خود علیه این سازمان شیعه مستقل از مذاکرات گسترده‌تر ایالات متحده با ایران است. اما اینکه آیا به انجام این کار قادر خواهد بود یا خیر، مشخص نیست. دولت ترامپ تا حد زیادی اسرائیل را از جزئیات گفت‌وگوی خود با ایران کنار گذاشته است، در حالی که تلاش می‌کند عملیات اسرائیل در لبنان را به حملات در جنوب این کشور و دره بقاع و ممنوعیت حمله به زیرساخت‌های دولتی محدود کند. دستور حمله به بیروت، پایتخت لبنان، توسط بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در اول ژوئن، محدودیت‌های فشار ایالات متحده را آشکار می‌کند.

و در نهایت، حل این مناقشه به این بستگی دارد که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا چگونه خواسته های ایران در مورد آینده لبنان را هدایت کند.

من به‌عنوان مورخ اسرائیل و لبنان، چرخه‌های خشونت بین این احزاب را از سال ۱۹۸۲ مطالعه کرده‌ام و به الگوهای تکراری اشاره کرده‌ام که در آن حزب‌الله جسورانه ظاهر شده و تسلط خود را بر جامعه لبنان به عنوان نماینده ایران حفظ کرده است. برخلاف امید اسرائیل، حمایت ایران از حزب الله با جنگ ایران پایان نیافته است. و برای خلط مسائل، ادامه اشغال سرزمین های لبنان توسط اسرائیل می‌تواند توجیه لازم را برای حزب الله برای حفظ روایت مقاومت فراهم کند.

یک حزب الله مجروح اما نمرده

در حالی که حزب الله در نتیجه بیش از دو سال و نیم جنگ با اسرائیل به طور قابل توجهی ضعیف شده است، همچنان به قدرت قابل توجهی در لبنان دست می‌یابد.

پس از آتش‌بس در نوامبر ۲۰۲۴ – به‌دنبال جنگ تمام عیار در سپتامبر تا اکتبر همان سال – که ظاهراً جنگ متوقف شد، رئیس جمهوری جدید لبنان انتخاب شد و دولت جدید در فوریه ۲۰۲۵ تأسیس شد.

این به بن‌بست سیاسی سه ساله ناشی از حق وتوی مؤثر حزب‌الله بر دولت‌های متوالی لبنان از سال ۲۰۰۸ پایان داد. با این حال، حتی از زمان تشکیل دولت در سال ۲۰۲۵، دولت لبنان نتوانسته است به طور مؤثر در خلع سلاح حزب‌الله، همان‌طور که در توافق آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ که به آن دور قبلی جنگ پایان داد، تصریح شده بود، پیشرفتی حاصل کند.

در عوض، ایران تلاش‌های قابل توجهی را برای حمایت از نیروی نیابتی لبنانی خود انجام داد. تهران حتی اندکی پس از آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴، افسران ارشد سپاه پاسداران خود را برای به دست گرفتن فرماندهی این سازمان شیعه فرستاد، سازمانی که بسیاری از رهبران خود را به دست ترورها و حملات هدفمند اسرائیل از دست داده بود.

این تلاش‌ها اکنون برای تهران نتیجه می‌دهد، همان‌طور که از توانایی حزب‌الله در به چالش کشیدن نظامی اسرائیل دیده می‌شود.

با آغاز این جنگ اخیر در ماه مارس، نخست‌وزیر لبنان عملیات حزب‌الله را ممنوع کرد، در حالی که رئیس‌جمهوری این گروه را به دلیل کشاندن لبنان به درگیری‌ای که به ادعای او اکثر لبنانی‌ها آن را رد می‌کردند، محکوم کرد.

اما، مانند گذشته، دولت نتوانسته است به طور مؤثر حزب‌الله را مهار کند. یک مورد قابل توجه در ۲۴ مارس ۲۰۲۶ رخ داد، زمانی که وزارت امور خارجه لبنان سفیر ایران را عنصر نامطلوب اعلام کرد و به او دستور داد کشور را ترک کند.

ایران و حزب‌الله از این دستور سرپیچی کردند و سفیر از ترک سفارت در بیروت خودداری کرد.

این مثال همچنین نشان می‌دهد که امیدها برای احیای ظرفیت‌های دولتی پس از روی کار آمدن دولت فعلی لبنان در فوریه ۲۰۲۵ – اولین دولتی که از سال ۲۰۰۸ تحت کنترل حزب‌الله نیست – ممکن است زودهنگام بوده باشد.

غزه از طریق لبنان

اسرائیل با به کارگیری آنچه برخی «الگوی غزه» در لبنان می نامند، عملاً با اشغال سرزمین لبنان، منطقه امنیتی جدیدی در جنوب لبنان ایجاد کرده است، روستاهایی را که حزب الله برای اهداف نظامی استفاده کرده بود، با خاک یکسان کرده و اکثر مردم را از این منطقه پاکسازی می کند.

اما اسرائیل جنوب لبنان را در گذشته اشغال کرده است: ابتدا در مارس ۱۹۷۸، در جریان عملیات لیطانی، و سپس دوباره از ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰. شکست این اشغال‌ها باید زنگ خطر را در اسرائیل به صدا درآورد. هیچ کدام به بهبود پایدار امنیتی منجر نشد و در عوض زخم‌های آسیب‌ناپذیر و پاک‌ناپذیری بر آگاهی جمعی اسرائیل بر جا گذاشت و تصویری از لبنان به‌عنوان باتلاقی ایجاد کرد که اسرائیل بارها در آن کشیده شده است.

دولت نتانیاهو اکنون کشور را به باتلاق بالقوه دیگری در لبنان می‌کشاند.

اخبار مربوط به اشغال قلعه بوفورت در جنوب لبنان توسط «نیروهای دفاعی اسرائیل» در ۳۱ ماه مه باید خاطرات تلخی را برای اسرائیلی‌ها ایجاد کند. این قلعه در حافظه جمعی اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل در سال‌های ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ به عنوان نمادی از شکست آن باقی مانده است. با این حال نتانیاهو اشغال اسرائیل را به عنوان نشانه‌ای از قدرت توصیف کرد و گفت که "ما قوی‌تر از همیشه بازگشته‌ایم." اما تاریخ چیز دیگری را نشان می‌دهد.

تاریخ تکرار می شود

نتانیاهو تا حد زیادی تحت تأثیر امور داخلی اسرائیل است.

اکثریت اسرائیلی ها از ادامه جنگ علیه حزب الله حمایت می‌کنند. علاوه بر این، با برنامه‌ریزی انتخابات ملی برای اکتبر ۲۰۲۶، نتانیاهو باید تا حدی موفقیت در حداقل یکی از جبهه‌های نظامی متعددی که از زمان حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به طور عمدی باز نگه داشته است، نشان دهد.

از آنجایی که ظاهراً نتانیاهو در دستیابی به اهداف خود در ایران ناکام است، لبنان و حزب‌الله فرصتی را برای او فراهم می‌کنند تا وضعیت اضطراری در اسرائیل را که برای بقای سیاسی خود به آن نیاز دارد، حفظ کند.

اما شکست در ایران دستیابی به هدف نتانیاهو در لبنان را بسیار دشوارتر می‌کند. به نظر می‌رسد که دولت تهران اهرم قابل توجهی بر ایالات متحده و اسرائیل پیدا کرده است. و تحت این شرایط، تهران دست از حزب الله که مهمترین دارایی منطقه‌ای آن است، برنمی‌دارد.

دیپلماسی تنها راه برون‌رفت از این ابهام است. و اگرچه به احتمال زیاد به خلع سلاح حزب الله و عقب‌نشینی کامل اسرائیل از جنوب لبنان منجر نمی‌شود، تنها راه سازنده باقی می‌ماند.

به دستور دولت ترامپ، سفرای اسرائیل و لبنان برای گفت‌وگو درباره تفاهم دیپلماتیک بین دو کشوری که هرگز روابط رسمی نداشته‌اند، ملاقات کردند. و در ۳۰ مه، نمایندگان نظامی دو کشور در واشینگتن دی سی ملاقات کردند.

برای اولین بار از سال ۱۹۸۳، دولت لبنان موافقت کرد که مستقیماً با اسرائیل بر سر یک توافق سیاسی بلندمدت، از جمله امکان تعیین نهایی مرزهای مشترک خود، مذاکره کند. حزب الله همان‌طور که انتظار می‌رفت به‌شدت با این مذاکرات مخالفت کرده است.

آنچه در حال حاضر در لبنان می‌بینیم شاهد دیگری بر شکست اسرائیل و ایالات متحده است. جنگ علیه ایران با این حال، جنگی که با وعده‌های بلند خاورمیانه‌ای جدید آغاز شد، ممکن است به نسخه‌ای بدتر از خاورمیانه قدیم ختم شود – جمهوری اسلامی جسور شده است، اشغال جدید اسرائیل در جنوب لبنان و حزب‌الله، هرچند ضعیف‌تر از قبل، اما همچنان به عنوان یک شبه نظامی مسلح خارج از کنترل دولت لبنان و در هماهنگی با ایران کار می‌کند.

منبع: دِ کانورسیشن / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: ایران جمهوری اسلامی ایران جنگ با ایران ایران و امریکا ایران و اسرائیل ایران و امریکا و اسرائیل جنگ ایران و امریکا و اسرائیل لبنان حزب الله لبنان ایران و امریکا و لبنان ایران و اسرائیل و لبنان


( ۶ )

نظر شما :