باید بیش از گذشته توانایی‌ها را جدی بگیریم

موضوع وامانده و مهجوری به نام بازدارندگی

۱۵ خرداد ۱۴۰۵ | ۰۶:۰۰ کد : ۲۰۳۹۲۷۸ پرونده هسته ای نگاه ایرانی خاورمیانه
نویسنده خبر: محمد مونسان
محمد مونسان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: تفاوت خواسته‌های طرفین در موضوع تنگه هرمز، توانمندی هسته‌ای، موشکی و محور مقاومت از زمین تا آسمان است لذا هیچ قوه عاقله‌ای نمی‌تواند هیچ نوع همگرایی را بین این دو حتی تصور کند. از طرفی متوجه نیستید که هرچه فشار بر کشورهای جهان بیشتر می‌شود، آنها را برای «جنایت نهایی!» علیه مردم ایران، همسوتر و متحدتر می‌کند. پس باید به موازات بسته نگه داشتن تنگه هرمز، به حال بازدارندگی مطلق نیز فکری کرد. 
موضوع وامانده و مهجوری به نام بازدارندگی

دیپلماسی ایرانی: سال‌های طولانی، دلسوزان کشور هشدار می‌دادند که کشور از بازدارندگی لازم در برابر دشمنان برخوردار نیست و ایران باید به «سلاح هسته ای» یا یک «سلاح جایگزین و همسطح با آن» مجهز شود. ولی متأسفانه گوش شنوایی وجود نداشت و این افراد با برچسب‌های اتهامی متعددی مواجه می‌شدند که قصد دارند کشور را به «آستانه جنگ» ببرند. 

در طرف مقابل، مخالفان معتقد بودند ایران صرفا به پشتوانه موشک و پهپاد دارای بازدارندگی لازم است و به هیچ وجه به کشور تجاوز نخواهد شد! متاسفانه برخی از مقامات بالای حکومتی و نظامی نیز به‌نوعی تسلیم این جنگ شناختی و فریب شناختی شدند تا جایی که ایران در هر دو جنگ اول و دوم به نوعی غافلگیر شد. 

قبل از جنگ ۱۲ روزه می‌گفتند مطلقا جنگ نمی‌شود ولی جنگ شد. قبل جنگ ۴۰ روزه باز هم می‌گفتند جنگ نمی‌شود ولی باز هم جنگ شد. در جنگ اول به‌طور شوکه‌کننده ولی کوتاه و در جنگ دوم پس از شهادت رهبر انقلاب، به‌صورت بهت‌آور، سنگین‌تر، طولانی‌تر و همه‌جانبه‌تر. این افراد اغواگر که تا به امروز به شدت مقامات ارشد حکومتی و نظامی کشور را در موضوع بازدارندگی فریب داده‌اند، هرگز به پذیرش اشتباهات خود حاضر نیستند و هر روز نسخه‌ای جدیدتر و اغواکننده‌تر می‌پیچند. 

در این دو جنگ، دشمن با حملات مکرر، گسترده و روزانه به قلب پایتخت و کشتار گسترده مقامات کشور در قلب پایتخت می‌خواست به جهان ثابت کند که دسترسی به پایتخت ایران در عمق سرزمینی آن، نه یک اتفاق موردی بلکه یک امر دائمی، پایدار و تکرارپذیر است. آن روزهایی که دلسوزان می‌گفتند آسمان ایران بدون جنگنده مناسب (نسل پنجم) در برابر قدرتمندترین نیروهای هوایی جهان (آمریکا و اسرائیل) بی‌دفاع خواهد ماند و پهپاد هرگز جایگزین مناسبی برای جنگنده نیست، کسی حرف‌های آنها را نشنید تا شد هر آنچه نباید می‌شد! 

برنامه جدید اغواگران چیست؟ 

انتظار می‌رود مقامات حکومتی و نظامی ایران پس از دو جنگ ویرانگر علیه ایران پذیرفته باشند که کشور با سازوکار قبلی ابدا دارای بازدارندگی نیست و تفاوت روشن «بازدارندگی» با «دفاع سلحشورانه» را به‌وضوح درک کنند و فکری به حال ارتقای بازدارندگی کنند. 

متأسفانه خط فکری مرموز باز هم کار خود را روی مدیریت ذهن مقامات کشور شروع کرده و القا می‌کند که بازدارندگی آینده ایران، همان «تنگه هرمز» خواهد بود و ایران به ارتقای بازدارندگی یا سلاح اتمی یا سلاح معادل جایگزین نیازی ندارد! این خطر فکری باز هم به هر قیمتی و با ترفند دیگری به‌دنبال عقیم کردن موضوع بازدارندگی و عدم ارتقاء بازدارندگی، این بار با کمک موضوع محبوبی به نام «تنگه هرمز» است. مسلما تنگه هرمز باید از این پس در اختیار ایران بماند و خواهد ماند ولی این به هیچ وجه درمان موضوع زخم‌خورده بازدارندگی نیست، همانند اینکه مخلوط کردن روغن و آب هرگز ترکیب آنها را با هم باعث نمی‌شود چراکه آنها دو ماده کاملا مجزا از هم هستند. 

تعبیر جایگزینی بازدارندگی با موضوع تنگه هرمز از آنجایی اشتباه است که تصور می‌کنیم دشمن همیشه مثل ما فکر می‌کند و تبعات اقتصادی اقدام نظامی خود علیه ایران را می‌سنجد و بعد اقدام می‌کند. دو جنگ اخیر دو بار نشان داد که دشمن مثل ما فکر نمی‌کند. اگر پس از دو بار گزیده شدن از یک سوراخ، برای بار سوم هم گزیده شویم باید در عقل و درایت خود شک کنیم نه دشمن! 

متاسفانه موضوع مهم بازدارندگی، به یک موضوعی وامانده و مهجور تبدیل شده که توسط افراد نابلد یا نفوذی یا سالمند محتاط و غیرروزآمد دائما تئوری‌پردازی می‌شود و هر دفعه هم ضربات سختی به کشور وارد می‌شود ولی عبرتی برای آینده نمی‌شود. 

بالاخره باید روزی برسد که ایران و مقامات آن، این مهم را بفهمند که «موشک و پهپاد برای دفاع سلحشورانه و عاشورایی از کشور مناسب است ولی برای بازدارندگی، مطلقا کافی نیست». امیدواریم تا رسیدن آن روز، هزاران انسان بی گناه دیگر قربانی نشوند. 

سخنی با بزرگان 

تصور کنیم که بیست سال آینده، یک رئیس جمهوری خودشیفته تر و تمامیت خواه‌تر از ترامپ در آمریکا و جانی‌تر از نتانیاهو در اسرائیل بر سر کار بیایند که تبعات اقتصادی حمله نظامی به ایران را در نظر نگیرند و به بهانه واهی دوباره به ایران حمله کنند. آیا باز هم باید پس از بستن تنگه هرمز بنشینیم و ترور مقامات ارشد کشور از صدر تا ذیل در قلب پایتخت را شاهد باشیم؟! باید مقامات کشور تاکنون درک کرده باشند که اهرم‌های اقتصادی، بازدهی فوری ندارند و عملکرد طولانی‌مدت چند ماهه دارد درحالی‌که ضربات نظامی، اثراتی فوری و قابل لمس دارد. اگر بازهم به اغواگری اغواگران در موضوع بازدارندگی دچار شوید و اشتباهات گذشته را انکار و کاری کنید که کشور در اثر اشتباهات کلان دفاعی شما مجددا در آینده درگیر جنگ شود، معلوم نیست که تبعات نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن همانند امروز قابل کنترل باشد. 

این حضور حماسی مردم سلحشور را باید قدر دانست و به‌جای لجبازی و انکار، تدبیری کرد تا خون مردمان وفادار ما بیش از این ریخته نشود و مسئولیت اشتباهات فاحش مقامات بر گردن مردم انداخته نشود. از هر آنچه می‌ترسیدید یعنی جنگ و سایه جنگ و شهادت رهبر و مقامات ارشد نظامی کشور و هزاران کشته و میلیاردها دلار خسارت و ... اتفاق افتاد. حالا دیگر چه بهانه‌ای برای توجیه عدم بازدارندگی نظامی دارید؟ چرا یک‌بار برای همیشه سفره اغواگران نفوذی و نابلد را جمع نمی‌کنید تا کشور به بازدارندگی محکم برسد؟ 

اطمینان داشته باشید که با این وضعیت متزلزل بازدارندگی، دیگر هیچ سرمایه‌گذاری مطمئنی در کشور انجام نخواهد شد. همین امروز هم جنگ، حتمی و اجتناب‌ناپذیر است. 

تفاوت خواسته‌های طرفین در موضوع تنگه هرمز، توانمندی هسته‌ای، موشکی و محور مقاومت از زمین تا آسمان است لذا هیچ قوه عاقله‌ای نمی‌تواند هیچ نوع همگرایی را بین این دو حتی تصور کند. از طرفی متوجه نیستید که هرچه فشار بر کشورهای جهان بیشتر می‌شود، آنها را برای «جنایت نهایی!» علیه مردم ایران، همسوتر و متحدتر می‌کند. پس باید به موازات بسته نگه داشتن تنگه هرمز، به حال بازدارندگی مطلق نیز فکری کرد. 

این بازی، دو جهت دارد که ما فقط متوجه یک جهت آن شده‌ایم و از جهت دوم غافل مانده‌ایم. این غفلت، قطعا و مطمئنا به بهای فاجعه انسانی بزرگ علیه ایران تمام خواهد شد. آمریکایی‌ها فعلا جام جهانی فوتبال را در پیش دارند و شاید در فکر آرام کردن اوضاع باشند. پس از آن، تابستان گرم ایران در راه است و زیرساخت‌هایی که هر روز تهدید می‌شوند و ذخایر نفتی که در دنیا با باز شدن تنگه هرمز، بیش از حداکثر ظرفیت پر می‌شوند. در آن روزهای پر التهاب تنها چیزی که به داد ایران خواهد رسید، موضوع ارتقاء اساسی بازدارندگی (هسته‌ای یا چیزی همسطح آن) خواهد بود نه چیز دیگری. 

در «هماورد شلنگ و شمشیر» همیشه شلنگها قطعه قطعه خواهند شد! اولین قدم در اصلاح مسیر بازدارندگی، پذیرفتن اشتباهات گذشته و شناسایی و کنار گذاشتن عاملان آن از موضوعات کلان دفاعی و بازدارندگی است. به قول معروف «ما خود آنچه شرط بلاغ بود با تو گفتیم تو خواه پند گیر خواه ملال».

محمد مونسان

نویسنده خبر

استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شاهرود

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: محمد مونسان ایران بازدارندگی هسته ای بازدارندگی قدرت بازدارندگی قدرت موشکی قدرت پهپادی ایران قدرت موشکی ایران ایران و امریکا حمله امریکا حمله امریکا به ایران جنگ حمله امریکا و اسرائیل به ایران حمله اسرائیل به ایران


( ۵ )

نظر شما :